خرید بک لینک

متن اشعار احیاء شب نوزدهم رمضان جمعه ۴ تیر ماه ۹۵ با مداحی حاج محمود کریمی چیذر + صوت

به نام
خدا

متن
اشعار شب احیاء نوزدهم ماه مبارک رمضان جمعه ۴ تیر ماه ۱۳۹۵ با مداحی حاج محمود
کریمی در امامزاده علی اکبر چیذر همراه دانلود فایل های صوتی مراسم در ادامه مطلب
آماده می باشد .

دانلود احیا نوزدهم رمضان ۹۵ کریمی چیذر

اشعار شب
ضربت خوردن حضرت علی ۹۵ کریمی

مناجات با خدا

الوده
دامن خود را رساندم

بر روی
شانه بارم کشاندم

اما
همیشه ردم نکردی

من نامه
خود با گریه خواندم

یا ربی
العفو

سر
خورده برگشت عبد فراری

اورده
ام بی تو بد بیاری

در خانه
بگذار من هم بمانم

این
بنده شاید امد به کاری

دست
گناهان بالم گرفته

اشکی
ندارم حالم گرفته

مهدی که
از من دارد گلایه

انگار
قلب عالم گرفته

یا ربی
العفو

کار
خرابم بسته به مویی

باید چه
کرد از بی ابرویی

با روی
بازت گفتی بیایم

گفتم
بیایم من با چه رویی

کو سر
به زیری کو سر به راهی

افتاده
ام از چاله به چاهی

حالا
رسیدم در محضرت با

موی
سفید و روی سیاهی

یا ربی
العفو

ناز علی
را نوکر خریده

بار گدا
را حیدر خریده

با گریه
عمری شب های جمعه

گفتم
حسین و مادر خریده

مظلوم
حسینم

از خیمه
می کرد زینب نظاره

بر مادر
خود می کرد اشاره

می گفت
مادر گرچه می امد

شمشیر و
نیزه بر جسم پاره

ان دم
بریدم من از حسین دل

کامد به
مقتل شمر سیه دل

او می
برید و من می بریدم

او از
حسین سر من از حسین دل

مناجات با خدا

شب قدر
است و باز بی قدرم

امدم
گرچه باز بی چیزم

مثل هر
سال گریه می کنم و

به سرم
اب توبه میریزم

هستم
امشب اسیر خوف و رجا

به تو
از بس نیاز دارم من

اظطرابم
برای عفوم نیست

به خودم
اعتراض دارم من

من علی
مذهبم بنا بر این

جز تو
من رو نمیزنم به کسی

تو به
ذات خودت قسم خوردی

قول
دادی به داد من برسی

قول
شبهای قدر هستم من

که بر
هر معصیت شکسته شدم

تو سر
قول های خود ماندی

از خودم
نا امید و خسته شدم

من
برایت چه کار کردم که

این همه
دارم انتظار از تو

هیچ در
خاطرم نمانده خدا

جز
کرامات بی شمار از تو

توبه ها
اشک و ناله هایم را

تار و
مار گناه غارت کرد

با خودم
فکر می کنم که مرا

دست و
دل بازیت بد عادت کرد

مگذار
ای عزیز در غفلت

این
محاصن همه سفید شود

تو قسم
خورده ای که نگذاری

احدی از تو نا امید شود

حاجتم
از تو یک چیز است

اینکه
بیزار از گناه شوم

به
امیدی که عاشق علیم

سر این
عشق سر به راه شوم

هر چه
هستم به ابروت قسم

دره این
خانه افتخارم علیست

هر کسی
زنده است با عشقی

انکسی
که دوست دارم علیست

حب مولا
علی به من جنم

تن
ندادن به جرم و لغزش داد

کیمیاییست
این محبت که

به دل
بی بهام ارزش داد

هر شب
قدر مادرم می گفت

تا ابد
باش خانه زاد علی

شیر
مادر حلالمان باشد

شب
امرزش است ناد علی

تیغ بر
فرق تا فرود امد

اخرین
حالت سجود امد

شد خلاص
از غم همان دم که

فاطمه
با رخ کبود امد

تیغ بر
فرق تا فرود امد

مرگ
اغوش را گشود امد

انچنان
تا میان ابرو رفت

به
گمانم به سر عمود امد

تیغ بر
فرق تا فرود امد

فاطمه
ناله کرد یا حیدر

فاطمه
فکر فرق مولا بود

مرتضی
در عزای ضربه در

تیغ بر
فرق تا فرود امد

مرتضی
بست چشم و رفت از حال

به
خداوند کعبه راحت شد

گشت
محراب گودی گودال

تیغ بر
فرق تا فرود امد

از تن
شیر حق که رفت توان

گفت
ارام و زیر لب به حسن

که
عزیزم نماز را تو بخوان

کنج
محراب سر گذاشت به خاک

دید از
زیر پلک مردم را

که رکوع
و سجود می کردند

زیر لب
داشت این ترنم را

من بمیرم
برای ان تشنه

که سرش
را نهاد بر روی خاک

صورتش
خشک خشک مثل کویر

زلف
هایش پر از خس و خاشاک

دید از
زیر پلک پر خونش

اقتدا
کرد حسین بر حسنش

یاد ان
سجده بود در گودال

در
مناجات و دست و پا زدنش

دید از
زیر پلک پر خونش

اظطراب
حسین وقت سلام

دید از
زیر پلک می بیند

لشکر
کوفه رفت سمت خیام

دید ان
پاره پاره پیکر را

لحظه
های نفس نفس زدنش

خواست
تا خیمه را صدا بزند

با لگد
کوفت شمر بر دهنش

همه
صحنه های در گودال

سر او
روی پای مادر بود

زمینه

علی
تنها وسط یه جاده با یه مشت مردم بی اراده

داره
میره تنها و پیاده که علی از سرشون زیاده

توی
تاریکی شهر تاریک یه غریب الغربای غربت

صدای
شرشر بارون اشک میشه اهنگ صدای غربت

نفسش
مونده میون بن بست انگاری قهره با اسمونا

کی
میتونه بگه با اونا که خودشون و میزنن به اون راه

نشون
وصل دلا با هم بود دو سه تا وصله بی قواره

با همون
کفشای وصله دارش پا روی بال ملک میذاره

با همون
کفشایی که می ارزید به حکومت به یه عده نا مرد

یه روزی
رفت به روی دوش احمد بتای کعبه رو زیر و رو کرد

حالا با
نفس و منم منم ها پره بت خونه شده تو کوفه

همه مست
از می بی خیالی پره میخونه شده تو کوفه

دیگه جز
یارای خوب خوبش همگی کارنامشون سیاهه

دین و
سر به سر زدن با دنیا مثلا کاسبیشون به راهه

علی
کیسه روی دوش خستش ولی این ها همه کیسه بافن

تو حساب
تک تک نبردا برای سهمیه اضافن

اونی که
ظلمت و پاره میکرد کفشای پارش و وصله میزد

با نخ
خاطره های زهراش جیگر پارش و وصله میزد

علی
مونده با یه مشت غریبه که توی فتنه میگن به من چه

خدایی
خالی دور مولا جای مردای توی شلمچه

علی
مونده با یه مشت بی عار که بهونش شده حال خسته

خدایی
خالی دور مولا جای غواصای دست بسته

علی
مونده با یه عده کوفی که وفا پوسیده تو دلاشون

خدایی
خالی دور مولا جای افغانی فاطمیون

جای
سیزده ساله های ایران که شدن همسفر خمینی

خدایی
خالی جای اونها که با یه جلوه شدن حسینی

دانلود فایل های صوتی

تنها مرجع اشعار جلسات حاج محمود کریمی در فضای مجازی

www.shear.blog.ir

@shear_blog_ir TELEGRAM ID :

برچسب: نویسنده: نیکی فلاح تاريخ: شنبه 27 خرداد 1396 ساعت: 3:54

صفحه بندی